تهواوی مۆره سهر شناسهکانی سێ دهیهی رابردووی کۆماری ئیسلامی ئێران ، ئهوانهی لهگهڵ کودتایهکهی ئهحمهدی نیژاد نهیارن و گومانی لایهنگری له " اصلاحات " یان لێ دهکرێ؛ به ئاژاوه چی تۆمهت بار دهکرێن و دهبێ بڕۆن. بڵاوکراوهی " همت" له ژماره دووی خۆی دا لیستی کۆمهڵێک له دامهزرێنهران و مۆره سهر شناسهکانی رێژیمی کۆماری ئیسلامی بڵاو کردۆتهوه که دهبێ ترۆر یا دهستگیر بکرێن. دومین شماره نشریه "همت" با هدف زیر ضربه گرفتن هاشمی رفسنجانی در قم، با چاپ اعلا و بصورت رنگی منتشر شد. هدف از انتشار این شماره "همت" که با همت ستاد کودتا منتشر شده، آن بوده که تمام چهره های طرفدار اصلاحات و همه کارگزاران 3 دهه اخیر جمهوری اسلامی - جز آنها که درکنار دولت احمدی نژاد و کودتای اخیر قرار گرفته اند- را مجمع توطئه معرفی کرده و هاشمی رفسنجانی را هم سردسته این توطئه معرفی کند. طبیعی است که در نهایت، با این "همت" خواسته اند علیه جنبش اعتراضی به کودتای 22 خرداد – جنبش سبز- یک لیست از سران ارائه دهند. سرانی که لابد بقیه آنها که هنوز دستگیر نشده اند، باید دستگیر و یا ترور شوند و یا حبس خانگی. آیت الله صانعی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله امینی، آیت الله جواد فاضل لنکرانی و همچین مهدی کروبی، میرحسین موسوی، سعید حجاریان و حتی نوه آیت الله خمینی در این تصویر و در واقع در این لیست جای گرفته اند. لیستی تصویری از آنها که باید حذف شوند. وبلاگ تورجان درباره این نشریه و شماره اول آن نوشت: شماره پیشین این نشریه که پیش از انتخابات منتشر شد، به موضوع «احمدی کشان» پرداخته و بر اساس این تئوری منتشر شده بود که جمعی از بزرگان به مدیریت هاشمی، قصد زمین زدن احمدی نژاد را دارند. --وقتی به کلاس درس- آیت الله سید علی محقق داماد رسیدم، این نشریه را به حاج حسن آقای خمینی – نوه آیت الله خمینی که در همین کلاس حاضر می شود- نشان دادم. ایشان تبسمی کرد و گفت: قبلا دیدم. اینها نمی فهمند که – با این کارها- به نفع آقای هاشمی کار می کنند نه به ضررش. گفتم بعضی از سایت های حامی دولت هم این کار را محکوم کرده اند. ایشان گفت:«بله. خُب، این که غیر از من، همه آدم حسابی ها را در کنار آقای هاشمی قرار داده اند به ضررشان است.»

انفجاری که ستاد کودتای 22 خرداد آن را با هدایت از راه دور ترتیب داد، جان استاد فیزیک "علیمحمدی" را گرفت، اما به آگاهی عمومی نسبت به جنایتکارانی که حاکمیت را قبضه کرده اند جان تازه ای بخشید. آنها که بقول میرحسین موسوی و محمد خاتمی و کروبی و هاشمی نمی خواهندبپذیرند در ایران یک بحران سراسری وجود دارد و هنوز مردم را اقلیتی اغتشاشگر خطاب می کنند، طبیعی است که ندانند وقتی اعتماد به حاکمیتی در وسعت یک کشور از بین رفته، هر حادثه آفرینی چنین حاکمیتی به ضد خود تبدیل می شود، چنان که در سال انقلاب 57 چنین بود. مردم میدانند آن که ترور می کند و انفجار هدایت شده از راه دور را برای کشتن یک استاد دانشگاه سازمان میدهد، همان است که مردم را در خیابان می کشد و سیمای جمهوری اسلامی که خود را داغدار دو آتشه ترور استاد دانشگاه نشان میدهد، آنقدر به مردم دروغ گفته که مردم بگویند این دروغ هم روی بقیه دروغ ها! سد بزرگ بی خبری در ایران شکسته و سیل بی اعتمادی به حاکمیت همچنان جاری است. واقعیت اینست!
|